خرید بک لینک
اینقدر نوشتنش طول کشید که مرا به دنیاای دیگر برد

خیلی زیبا بود

دوستش داشتم

ولی قول دادم

خدایا مرسی

شاید روزی وقت شد باز نوشتمش

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:15  توسط .. |

برچسب: زمانی,انگیزه,نبودن,تابستانی, نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:23

سلام یادته چند ماهه پیش بود؟ اوممم فک کنم فروردین اره درسته یادته با دیو سالار حرف میزدی یادته چقدر انگیزه برای پروژت داشتی یادته چقد انگیزه داشتی بری سر کلاسای ارشد ببین اتفاقای 3 ماهه اخیر رو بریز دور میدونی که تو باید برای خودت دل خوشی ایجاد کنی علایقت رو پر رنگ کنی بری سمتشون جذبشون کنی و بسازیشون تو باید خودت رو رویاهاتو دوست داشته باشی اونوته که میرسی بهشون و باز رویایی دیگه تا بی نهای

برچسب: نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:23

سلام خيلي وقته که حجم انبوهي از اطلاعات اشيا و افراد دور و برم هستن خب ادم دلش براي روزايي که تو کتابخونست تنگ ميشه البته خوده کتابخونه هم خودش حجمه اي از کتاب و مطلبه! اصلا دلم براي شباي امتحان که فقط يه کتاب بود و بايد تمومش ميکردي تنگ شده! خيلي لذت بخشه که يک هدفو ببري جلو و تموم کني و بري بعدي حال اين روزاي من مثه کسي ميمونه که چند تا صفحه وب رو با هم باز ميکنه و نت اش نميکشه و براي رسي

برچسب: احاطه, نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:23

عمر اصلا چیست چگونه زمان حس میشود؟ نمیدانم تنها میدانم که همین چند روز پیش بود که فکر میکردم وقت زیادی دارم و تا اخر خرداد کارهای زیادی میکنم یا همین صبح بود که فکر میکردم امروز کار زیادی رو انجام میدم! و جالبه نیم ساعت پیش هم داشتم مینوشتم که نصفه رها شد! میدونی شایدم نمیدونی شایدم خودم هم نمیدونم ولی میدونیم یه چیزایی باید باشه و هست دنیا خیلی شگفت انگیزه شگفتی های بد و خوب با هم و این ما هستیم

برچسب: آغاز,فصلی,جدید, نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:06

گیر کردم تو منگنه

دانشگاه و کار و کار اموزی و کنکور کاری کردند که پروژه رو انجور که میخوام انجام ندم

ولی من نمیکشم کنار

و ادامه میدم

میدونم اموزش هام نیم خورده شده ولی با برنامه ریزی میشه رسید به جای مورد نظر

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:17 توسط .. |

برچسب: منگنه, نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:06

ملول و در مانده و کمر شکسته پنج شنبه و جمعه ای که همیشه غم بروی چهر ات می اورندموبایله نداشته و خانه نداشته و ماشین و ... سر بازی نرفته و ارشده نخونده و کاراموزی انجام نشده و پروژه نصفه کاره و سرکار رفته و پول نگرفته و نبود رفیقهای غیر دنیایی و نداشتن اونی که دوست داره و بدهی و قرض و غوله روی حرف زدن نداشتن و شرمنده ی همه بودن و ناراحت از درسای خوب نخونده و مطالبی که دوس داری بخونی و خیلی چیزای دی

برچسب: ملول,درمانده, نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:06

دیگر طاقتم سر آمده دیروز مثل چی داشتم کار میکردم شیشه های شرکت رو دستمال کشیدممیز ها رو جا به جا کردم کف زمین رو تی کشیدم و جا رو کردم بهم دستور دادند تا برای خانمی که از شرکت اخراج شده بود خط تلفن بکشم خانمی که شده خانم دکتر! کسی که با حقوق یک میلیون کارمند بود و اخراج شد و الان شده رئیس ما! اینها رو تحمل میکنم چون مجبورم چاره ای جز اطاعت نیست! به خانه می آیم دوست دارم از خستگی ولو شوم اما کلی کا

برچسب: دیگر,طاقتم,آمده, نویسنده: سپیده قنبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:06

صفحه بندی